تبلیغات
روستای زیرک آباد - شهید علی اکبر حمزه پور

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

شهید علی اکبر حمزه پور

 

فرزند:محمد                متولد:1348          محل شهادت:جزیره مجنون

تاریخ شهادت:6/9/65                              شغل دانش آموز

محل دفن:زیرک آباد                              یگان اعزامی: بسیج

پدر و مادر شهید بعد از ازدواج مانند سایر خانواده ها از وحشت خشک سالی به منطقه ی گرگان مهاجرت نمودند.بعد از جستجوی زیاد یک سازمان کشاورزی در جاده ی آزاد شهر-گنبد پیدا کردند که مربوط به یک اباب بهایی مذهب بود ودر آنجا به زحمت کشی مشغول شدندو نه سال تمام آنجا ماندگار شدند و علی اکپر در آن منطقه متولد شد سال 1352 مجدد آهنگ وطن کردند،در حالی که علی اکبر چهار ساله بود. علی اکبر سختی ها و رنج های پدر و مادر را در گرگان شنیده بود، اما هیچ وقت نتوانستخاطره ای را به یاد بیاورد. دوران ابتدایی را در روستا گذراند و درس هایش خوب بود و همیشه سپاهیان دانش از اخلاق و درس او تعریف می کردند. اول راهنمایی در مدسه 12فروردین شهرآباد خواند و دوسال بعد در 17 شهریور،سپس به دبیرستان شهید مفتوحی بردسکن آمد. با تجاوز عراق به سر حدات میهن اسلامی و شهادت دوستان و همکلاسیهایش علی اکبر آرام و قرارنداشت.تابستان ها در کوره های آجرپزی کار می کرد و خرج یک سال خود را به دست می آورد.هرگز از پدر پول نمی گرفت،حتی مقداری از دست مزد خود را برای منزل خرج می کرد. سال دوم دبیرستان یک روز به خانه آمد و گفت:"ماندن در خانه ننگ است". از والدین به هر طریقی شد اجازه گرفت و سه بار اعزام شد . بار اول بر اثرتصادف در منطقه ی جنگ دستش شکست وپس بهبودی عزام شد تا سال چهارم دبیرستان در مناطق جنگی درس خواند و کتاب هایش را به داخل سنگر می برد و مطالعه می کرد و در نهایت تعهد تا پاسدار قرار دادی شود و همیشه در جبهه باشد. شب شهادتش به دوستان و پسرخاله اش که هم سنگر اوست،می گوید:"از من فاصله بگیرید که امشب شب شهادت من است"لباس هایش را تمیز و مرتب مشوید و می پوشد وبه پسر خاله اش می گوید:"سلام مرا به مادر برسانی".لحظاتی بعد یک خمپاره به سنگر اصابت می کند و ترکش ها به سرش می خورد و شهادت می رسد.

برای شادی شهدا صلوات

.: Weblog Themes By M a h S k i n:.